چقدر خوبه




چقدر خوبه دوست دارم


چقدر خوبه دوسم داری


تو میدونی که احساست


گره خورده به احساسم


واسه اینه که تا این حد رو حرفای تو حساسم


میدونم که یه وقتایی تو دوست داری که دور باشی


منم در به درت باشم بمیرم شاید آروم شی


چقدر خوبه دوست دارم


چقدر خوبه دوسم داری


چقدر خوبه که میدونم توهم تنهام نمیزاری


من این احساسو دوست دارم که تو دلواپسم میشی


منم از ته دل میگم میخوامت تا تو آروم شی


چه حس خوبیه وقتی همون رنگی و میپوشی


که دوست دارم


همون لحظه است که میفهمم دوسم داریو


منم تنهات نمیزارم




محکوم به زندگی

روزمرگی تکراری که اکثرا ناشی از عدم وجود موقعیت برای ابراز وجود آزادانه می باشد .

من از اون آسمون آبی میخوام

خواننده : سيمين غانم



من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بیتابی میخوام
من از اون وقتای بیتابی میخوام

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من


من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام


مث یک دسته گل اقاقیا
دلم آواز می کنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی
من میمونم و گل اقاقیا
من میمونم و گل اقاقیا

گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من


خســـتــه

خسته از دستور

حواسم پرته توه




♫حواسم به چی بود که گذشتم♫

♫گذشتم از خودم♫

♫دلمو به چشمای تو باختم♫

♫من عاشقت شدم♫

♫سمتم که میای میمیرم♫

♫واسه هر قدمت♫

♫حواسم به توه♫

♫به اون یواشکی چشمک زدنت♫





♫به تو پرته حواس من♫

♫رو لباس من فقط عطر توه♫

♫چیزی که می رنجونه منو♫

♫توی دوریا فقط صبر توه♫

♫به تو پرت حواس من♫

♫رو لباس من فقط عطر توه♫

♫میخوام بگم بمون واسه من♫

♫که حواس من فقط پرت توه♫





♫تو باهامی پا به پامی♫

♫همیشه تو رویاهامی♫

♫راه که میرم هرجا که میرم♫

♫انگاری جلو چشامی♫

♫اگه میگم بمونی از روی دلبستگی بود♫

♫دوباره دلمو جا گذاشتم♫

♫آخه حواسم به چی بود♫

♫حواسم به چی بود♫

♫به تو به تو به تو♫





♫به تو پرت حواس من♫

♫رو لباس من فقط عطر توه♫

♫چیزی که می رنجونه منو♫

♫توی دوریا فقط صبر توه♫

♫به تو پرت حواس من♫

♫رو لباس من فقط عطر توه♫

♫میخوام بگم بمون واسه من♫

♫که حواس من فقط پرت توه♫


♫♫ ترانه سرا : امین علیپور♫♫




دانلود: emad - havasam parte

پرواز

رهایی از همه زنجیرهای اسارت

به تو عادت کردم



♫مثل روز اول تو دلم محبوبی♫
♫کم میارم پیشت بس که با من خوبی ♫
♫حالت چشماتو مگه یادم میره؟ ♫
♫دست خودم نیست دل پیشت گیره ♫
♫به تو عادت کردم به تو که میخندی ♫
♫به تو که چشمامو رو همه میبندی ♫
♫به تو عادت کردم که صدات آرومه ♫
♫هر چی رویا دارم از نگات معلومه ♫
♫کمکم کن توی آرزوهات جا شم ♫
♫ساحل من باشی میتونم دریا باشم ♫
♫چقده شیرینی به تو عادت کردم ♫
♫نازنینم خوبم دور تو میگردم ♫

♫به تو عادت کردم به تو که میخندی ♫
♫به تو که چشمامو رو همه میبندی ♫
♫به تو عادت کردم که صدات آرومه♫
♫هر چی رویا دارم از نگات معلومه ♫




دانلود: habib asadi - be to adat kardam

خروس بی محل

ریشه «خروس بی محل» از کجا سرچشمه میگیرد؟


هر گاه کسی در غیر موقع حرف بزند و یا میان حرف دیگران بدود و خود را داخل کند چنین فردی را اصطلاحاً خروس بی محل می خوانند. ...

ادامه نوشته

بازیافت

بازیافت دیکتاتورهای به اشیاء قابل مصرف روزانه

محدودیت

محدود شدن رقص و شادی

خنده بازار داغ آخر هفته


یه بار رفتم خونه دوستم ، دوستم عربده زد :

مامان ناهار چی داریم؟ مامانشم عربده زد : دسته خر :|

دوستم عربده زد : مامان ادب داشته باش ، مهمون داریم

مامانش عربده زد : سلام ، قیمه !

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺷﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻫﻮﯾﯽ ﺩﻭﯾﺪ

ﺁﻫﻮ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﯾﺪ ﺳﭙﺲ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﺮ ﮔﻔﺖ :

ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ ، ﻫﻤﺶ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺷﯿﺮﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﯿﺨﺮﻩ !

....

ادامه نوشته

کاشـکی می شد

کاشـکی می شد ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 کاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ی ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید
کاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ی ما گم می کرد
و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم
و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید
و کمی مهربان تر بودیم
کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد
گل لبخند به مهمانی لب می بردیم
بذر امید به دشت دل هم
کسی از جنس محبت غزلی را می خواند
و به یلدای زمستانی و تنهائی هم
یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم
کاش می فهمیدیم
قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم
کاش می دانستیم راز این رود حیات
که به سرچشمه نمی گردد باز
کاش می شد مزه خوبی را
می چشاندیم به کام دلمان
کاش ما تجربه ای می کردیم
شستن اشک از چشم
بردن غم از دل
همدلی کردن را
کاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده ست
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم
قبل از آنی که کسی سر برسد
ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم
شاید این قفل به دست خود ما باز شود
پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند
همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم
کاش در باور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد
و سوالی که چرا سنگ شدیم
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان
کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد
تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را
شبح تار امانت داران
کاش پیدا می شد
دست گرمی که تکانی بدهد
تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان
و کسی می آمد و به ما می فهماند
از خدا دور شدیم
کاشکی ، واژه درد آور این دوران است
کاشکی ، جامه مندرس امیدی است
که تن حسرت خود پوشاندیم
کاش می شد که کمی
لااقل ، قدر وزن پر یک شاپرکی
ما ، مسلمان بودیم ...

شستشوی مغزی

راهی برای تحمیل عقاید

تست شراب و پدر بچه



مسئول تست کردن شراب‌های يک شرابسازی میميرد، مدير کارخانه شرابسازی دنبال يک مسئول تست ديگر میگردد تا استخدام کند. از اين رو آگهي ميدهد.
يک فرد مست با لباس ژنده و پاره برای گرفتن شغل درخواست میدهد.
مدير کارخانه فکر می کند اين مناسب كار نيست و بايد او را رد کند.
او را تست می کنند.
به او يک گيلاس شراب میدهند و میخواهند که آنرا تست کند، آن مرد آزمايش میکند و میگويد: شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالی تپه رشد کرده و در ظرف فلزی عمل آمده است.
مدير شرابسازی میگويد درست است. يك تست ديگر.
گيلاس ديگری به او میدهند: اين يکی شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبی تپه رشد کرده و در چليک چوبی عمل آمده است.
درست است.
مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکی به منشی پيشنهادی میکند. او يک گيلاس ادرار می آورد.
فرد الکلی آنرا آزمايش میکند و میگويد: بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدر بچه را هم خواهم گفت!!!

خیلی باحاله

ماهی که تو اون به دنیا اومدید رو انتخاب کنید:

فروردین………من لیس زدم
اردیبهشت………من فشردم
خرداد………من دوست داشتم
تیر………من صیغه کردم
مرداد………من بوس کردم
شهریور………من خوشحال کردم
مهر………من شارژ کردم
آبان………من راضی کردم
آذر………من سوار کردم
دی………من ترکوندم
بهمن………من بغل کردم
اسفند………من زدم
_________________________________________
شماره روز به دنیا اومدنتون رو انتخاب کنید

۱٫ یک شیلنگ رو
۲٫ یک بز رو
۳٫ یک مسافر رو
۴٫ همسایمون رو
۵٫ معلم جغرافیم رو
۶٫ یک میل گاردان رو
۷٫ یک تسبیح رو
۸٫ ادکلنمو
۹٫ سر سیلندر
۱۰٫ پوشک بچه ی حسن آقا رو
۱۱٫ یک بیخانمان رو
۱۲٫ یک نینجا رو
۱۳٫ یک هویج رو
۱۴٫ یک سی پی یو دو هسته ای رو
۱۵٫ یک چاقو رو
۱۶٫ یک گانگستر رو
۱۷٫ یک غواص رو
۱۸٫ یک فالگیر زن رو
۱۹٫ یک پرس سیراب شیردون رو
۲۰٫ یک قاطر رو
۲۱٫ دامادمون رو
۲۲٫ کریستین رونالدو رو
۲۳٫ یک بازنشسته ی زالو صفت رو
۲۴٫ یک آزادیخواه رو
۲۵٫ عروسمون رو
۲۶٫ کارمندمو
۲۷٫ یک ته تغاری رو
۲۸٫ یک چشم چرون رو
۲۹٫ یک خدا ترسو
۳۰٫ یک زید باز رو
۳۱٫ یک معلول رو
_______________________________________________
رنگ پیرهن خودتون كه الان تنتونه رو انتخاب كنين

قرمز……… به خاطر اینکه زیر شلواریم قرمز و پاره است
سبز……… به خاطر اینکه عمم لنگش کوتاست
مشکی……… به خاطر اینکه من یه نینجام
آبی……… به خاطر اینکه نمیتونم خودمو کنترل کنم
زرد……… به خاطر اینکه این یه شعاره
سفید……… به خاطر اینکه من زیبا هستم و هر کاری بخوام میکنم
بنفش……… به خاطر اینکه من به موسیقی علاقه مند می باشم
نارنجی……… به خاطر اینکه خانوادم فکر میکنن من یه احمق به تمام معنا هستم
قهوه ای……… به خاطر اینکه من یک پرنده هستم
صورتی……… به خاطر اینکه من عقده ای شدم
طوسی……… به خاطر اینکه داییم بعضی وقتها صورتی میشه
کرمی……… به خاطر اینکه میگن یه مو از خرس کندن غنیمته
رنگ تیره ……… به خاط اینکه من تو المپیک نماد یک انسان انگل بودم
رنگ روشن ……… به خاطر اینکه بابام میگه زور تو بازوست
هیچ کدام……… به خاطر اینکه من مایه هیبت هستم
__________________________________________________ _
حالا جملات را در کنار هم قرار بده و توی نظرات بذار تا لحظه ای خنده بر لبت بنشیند .
.
.
.
وای خدا مردم از خنده میدونید جمله من چی شد؟!!!!!

همه دنیای دلم پره از ابرهای غم


خواننده : عهديه



همه دنیای دلم
پره از ابرهای غم

آسمون دل من بارونیه
دل توی زندون غم زندونیه

رو زمین هر چی که شد قسمت ما
کار تقدیره که آسمونیه

تو جهنمی یا اگه توی بهشتی
تا که زنده ای زیر بال سرنوشتی

اشکم قطره قطره بر دامن چکیده
بی او خواب شیرین از چشمم پریده

دنیا از تو فریاد
که منهم رفتم از یاد

وای تو جهنمی یا اگه توی بهشتی
تا که زنده ای زیر بال سرنوشتی


دانلود فايل صوتي عهديه

بدون شرح


اعتـماد در روزگار بی‌اعتـمادی

داستـان پـرورش اعتـماد در روزگار بی‌اعتـمادی!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


یه روز که داشت سوار مترو میشد نزدیک در ورودی، یه تابلو توجهش رو جلب کرد: "این مغازه واگذار می‌شود" ... خودش بود! تمام چیزی که لازم داشت همین بود! ترکیب کار تو ذهنش، خیلی شفاف و روشن شکل گرفته بود.
مغازه کوچک دم در ورودی مترو
چایی شیرین و ساندویچ نون و پنیر تو ظرف یکبار مصرف که سرپایی هم میشد خوردش.
بله کارها ردیف شده بود. اجاره مغازه که رسمی شد لوازم رو مستقر کرد و شروع کرد به کار.
تابلو زد: "صبحانه علی آقا"، مردم هم از همون روز اول استقبال خوبی نشون دادن.
یه چایی داغ و خوشمزه و خوش طعم با نون سنگک و پنیر تبریز. ظرف ٣ یا ٤ دقیقه یه صبحانه خوب می‌خوری، قیمت هم مناسب بود.
آقا چند روزی نگذشت که جلوی در مغازه به اون کوچیکی "صف" می‌بستن! گاهی ١٠ - ١٥ نفر تو صف بودن. به قول امروزی‌ها؛ بیزینس عالی ... توپ! مردم راضی، "علی آقا" هم خوشحال.
تا حالا شنیدین یکی از بس کارش خوب باشه مردمو کلافه کنه؟!
"ای داد و بیداد، حالا چیکار کنم؟ این جاشو نخونده بودم!!!" ...

ادامه نوشته