طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد

یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود. معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است. اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود.
خوب، پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. ۵۵۵ و ۵۵۶ . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند.
اسامی را مراجعه کردیم در کامپیوتر. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است. پدری سر پسر را به دامن گرفته است.
شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است اهل روستای باقر تنگه بابلسر.

1441308 548611968564944 395087988 n طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد...

خاطرات پاییزی ما


هنوز در تردید باور تو

مانده ام

هنوز تصوراتم

تنها روی کاغذها نقش بسته

و قلبم

زخمش التیام نیافته ...

می دانی ،

حرفهایت همچنا ن

میان نامه ها یت باقیست

اما بی رنگ و باور نکردنی ...

پا ییز دوباره

مرا می کشاند به سمت و سوی یادت

و تو همچنا ن ایستا ده ای

به انتظا ر من

در جا ده ای تا امتداد خا طراتما ن...

نمی دانم ، شا یددو باره

همان احساس خوش گذشته را پیدا کنم

از بوسه ای گرم

بر پیشانی ام ...

هیچکی مثل من برات نمیشه



زندگی من کنار این غریبه بی تو مثل روز، روشنه

این غریبه بر خلاف تو تمام لحظه هاش کنــــارمنه

یه زندگی براش درست کنم که روز و شب حسودی کنی

روزی هزار دفعه تو آرزوی اینکه کاشکی بودی کنی

من ، کنار تو یه روز خوش نداشتم از ترس تو

این غریبه پای گریه هام میشینه بر عکس تو

هر عذابیم به من بده

از اینکه بامـــنه ،کنار اون خوشــم

هرچی خاطرات با توئه کنار خوبیاش تو سینه میکشم



روبه روی من کسیه که دلش با منه و تمام زندگیش منم

روبه روت کسیه که توی وجودش میگردی دنبال عطر تنم

ولی هیچکی مثل من برات نمیشه

رفتم از کنار تو واسه همیشه



صورتش اندازه ی تو ماه نیست

اما قلبش مثل تو سیاه نیست

دور من هیچکی به سادگیش نیست

غیر من هیچکی تو زندگیش نیست

دیدن دوبارت آرزوم شده

اما هرچی بود دیگه تموم شده



روبه روی من کسیه که دلش با منه و تمام زندگیش منم

روبه روت کسیه که توی وجودش میگردی دنبال عطر تنم

ولی هیچکی مثل من برات نمیشه

رفتم از کنار تو واسه همیشه


دانلود: alireza talischi - roberooye man

پسر بدون‌پا؛ کشف تازه بارسا

پسر 11 ساله بدون پا توانست با مهارت و استعداد خود مسئولان استعدادیابی بارسلونا را مجاب کند که وی را به این تیم دعوت کنند.

به گزارش دیلی میل، گابریل مونیز برزیلی که اکنون مورد توجه بسیاری از رسانه ها واقع شده از سوی باشگاه بارسلونا به عنوان یک استعداد بالقوه قوتبالی دعوت شده است تا در تمرینات این تیم شرکت کند.

گابریل از نظر فیزیکی از قسمت مچ پا به پایین نقص عضو دارد به گونه ای باید بر روی ساق هایش و مچ هایش راه برود.

مادرش می گوید از یک سالگی که راه افتاد ما هر لحظه انتظار داشتیم زمین بخورد اما او توانست خود را نگهدارد و با همین پاها راه برود.

گابریل با اعتماد به نفس و اراده بر روی همین پاهای ناقص خود ایستاد و مهارت های خود را به دیگران اثبات کرد.

وقتی به بارسلونا دعوت شد دیگران هرگز نمی توانستند باور کنند که او همپای دیگران بدود اما خیلی زود ثابت کرد که اراده و مهارت او بر نقص فیزیکی اش فائق آمده است. او حالا در کمپ بارسلونا به بزرگسالان حرفه ای نیز سر می زند و با بازیکنان بزرگی مثل مسی و آلوز عکس یادگاری می گیرد.

ادامه نوشته

دل آدم ...چه گرم می شود



دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...


به یک احوالپرسی ساده...

به یک دلداری کوتاه ...

به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...


... به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری!

به یک همراهی شدن کوچک ...

به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام ...

به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"


به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان چای !

... به یک وقت گذاشتن برای تو...

به شنیدن یک "من کنارت هستم "...

به یک هدیه ی بی مناسبت ...

به یک" دوستت دارم "بی دلیل ...


به یک غافلگیری:به یک خوشحال کردن کوچک ...

به یک نگاه ...

به یک شاخه گل...

دل آدم گاهی ...چه شاد است ...

به یک فهمیده شدن ...درست !


به لبخند!

به یک سلام !

به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک ...!!!


و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را از هم هم دریغ میکنیم و تمام محبت و دوست داشتن مان را گذاشته ایم کنار تا به یک باره همه آنها را پس از مرگ نثار هم کنیم....

مبهم



وقتی به تو فک میکنم از همه دلسرد میشم

تنهام توی خیابونام از تو دارم سرد میشم

هیچکس بجز خیال تو با من قدم نمیزنه

حس میکنم کنارمی هنوز سرت رو شونمه


اینجا روزا بدون تو شکل همه

هیچکی نمیدونه دنیام جهنمه

احساس تو به من یه حس مبهمه

بی تو مرگ من مسلمه

نمیتونم راحت باهات حرف بزنم همیشه

از تو با همه حرف میزنم

حس تو تنها حس و حالمه

بی تو مرگ من مسلمه

لحظه به لحظه ی بودن با تورو دوره کردم

من خدا رو هم خسته کردم

تنها نشستم و عکس تو غرق گریه کردم

دیگه رو به مرگم

بگو برمی گردم بگو بر میگردم


شبا با گریه میخوابم به بالش مشت میکوبم

نمی دونی چقد سخته که مجبورم بگم خوبم

هزار سال بگذره بازم تنم بوی تورو میده

دروغه هیچکسی هرگز




غیرت یک ایرانی

صعود ورزشکار معلول از برج‌میلاد با یک دست


محمد گمار مددجوی آسایشگاه خیریه از ناحیه دو پا و یک دست۱۸۶۶ پله برج میلاد را در کمتر از ۴۰ دقیقه بالا رفت.
به گزارش ایسنا، محمد گمار به مناسبت بزرگداشت سالروز جهانی معلولان اقدام به صعود ازبرج میلاد کرد. گمار مددجوی آسایشگاه کهریزک از ناحیه دو پا و یک دست دارای معلولیت کامل است که با تمام این مشکلات تعداد 1866 پله برج میلاد را در کمتر از 40 دقیقه صعود کرد.



مراسم رکوردزنی محمد گمار امروز و به مناسبت روز پارالمپیک و حقوق معلولین در برج میلاد برگزار شد. عکس های عرفان خوشخو عکاس ایسنا در این رابطه را در زیر می بینید.





 عكس هاي بيشتر در ادامه

ادامه نوشته

رسم عجیب چینی ها؛عروسی که گریه نکند کتک می خورد

در طول تاریخ مردم سراسر جهان آیین های متنوع و عجیبی داشته اند اما بر طبق یک رسم عجیب در بخشی از چین عروس در هنگام برگزاری مراسم عروسی اش باید گریه کند.این رسم که در ایالت «سیچوآن» مرسوم است در طول قرن 17 طرفداران زیادی داشته و تا سال 1911 میلادی نیز ادامه یافته است.بر طبق این رسم عروس در شب مراسم عروسی اش مجبور است، گریه کند و در صورتی که قادر به گریه کردن نبود افراد حاضر در مجلس از او به عنوان فردی ضعیف یاد می کرده اند.گفته شده است در یکی از این مراسم عروس که قادر به گریه کردن نبوده است مورد ضرب و شتم مادرش قرار می گیرد.همچنین این رسم در بخش های مختلف ایالت «سیچوآن» به روش های متنوع برگزار می شده است؛ به طور مثال در غرب این ایالت، عروس مجبور است از یک ماه پیش از برگزاری مراسم عروسی اش گریه کند.

لیلا در وا کن مویوم

عاشقم اومدم از دشت و صحرا

لیلا در واکن میم

طالبم اومدم از بهر سودا

لیلا در واکن میم

اومدم تا شوم شمع سرایت

لیلا در واکن میم

چرا با ما کنی امروز و فدا

لیلا در واکن میم


لیلا در واکن میم

وخی در واکن میم

ای چه در وا کردنه

فتنه بر پا کردنه

گشتم پریشون از غمت لیلا

آواره گشتم در دل صحرا

لیلا در واکن میم

وخی در واکن میم

ای چه در واکردنه فتنه برپا کردنه



دانلود: esmaeel sattar zadeh - leyla dar va kon moyom

همسایه




دریا واسه کشتیای بی سر نشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم تهران که دریا نداره

این گوشه از شهر، امنه من سعی کردم نمیرم

اینقدر نمیرم که آخر این گوشه پهلو بگیرم


تو سالها سرنشین این گوشه از شهر بودی

اما با من که همیشه همسایتم قهر بودی

♫♫♫

آرامش قبل طوفان ابروی اون روی ماهه

اخمت به من گفت هر شب طوفان سختی تو راهه

چند روز، چند سال ، چند قرن

از رد پامون گذشته

قلبم به عمره یه تاریخ

از این خیابون گذشته

قلبم مثه گوش ماهی با موج موهات رفیقه

عشق من این تنگ کوچیک ، کوچیکه اما عمیقه



دریا واسه کشتیای بی سر نشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم تهران که دریا نداره

♫♫♫

هرجا پی یت رفته بودم دلتنگ برگشته بودم

آشفته و خسته انگار از جنگ بر گشته بودم

من خوب بودم تا یه شهر با خشکسالیش بدم کرد

خوب شد خدا رحم کرد و عشق تو دریا زدم کرد



انتظار عجیب این خانم به خاطر الماس

خانم لنون برای به دست آوردن گوشواره 300 پوندی خود باید منتظر باشد که مرغش به طور طبیعی بمیرد.


خانم کلر لنون 38 ساله از برکشایر برای بدست آوردن گوشواره 300 پوندی خود باید به انتظار این بنشیند که مرغ شش ماهه‌اش «سارا» پیر شده و بمیرد.


این گوشواره الماس که به او هدیه داده شده در داخل معده سارا به دام افتاده است و هر گونه تلاشی برای بازیابی آن می تواند زندگی پرنده را با خطر مواجه سازد.





این مرغ به طور بالقوه 8 سال دیگر زندگی کند و صاحب آن تقریبا نزدیک به یک دهه برای بازگشت هدیه انتظار بکشد.


گفتنی است «میا» دختر شش ساله خانم لنون علاقه زیادی به این مرغ دارد و این به معنای آنست که انتظار چند ساله آنها برای بازگشت گوشواره شروع شده باشد.

بارون گرفته حالمو




بارون گرفته حالمو قفس شکسته بالمو

پُر از خیالتم هنوز

اَزم نگیر خیالمو

نگاه مهربونت از همیشه مهربون تره

یه جوری زل زدی بهِم

که فکرت از سرم نره

می خوام تو خیسیِ چشات گلایه هامو حل کنی

به تلخیا بخندی و

شب و پُر از عسل کنی

باید منو جا بذاری حتی اگه دلت نخواد

مثل موهای گندمیت

منو بده به دستِ باد

بارون گرفته حالمو قفس شکسته بالمو

پُر از خیالتم هنوز

اَزم نگیر خیالمو

نگاه مهربونت از همیشه مهربون تره

یه جوری زل زدی بهِم

که فکرت از سرم نره





همیشه من موندنیم همیشه تو مسافری

به موندنِ تو.دلخوشم

تو هم فقط می خوای بری

باید منو جا بذاری حتی اگه دلت نخواد

مثل موهای گندمیت

منو بده به دستِ باد



می خوام تو خیسیِ چشات گلایه هامو حل کنی

به تلخیا بخندی و

شب و پُر از عسل کنی

باید منو جا بذاری حتی اگه دلت نخواد

مثل موهای گندمیت

منو بده به دستِ باد

حادثه ی رزول‎

احتمالا قبلا در مورد حادثه ی رزول مطالبی رو شنیدید.

در سال 1952 در مزرعه رزول امریکا یک سفینه فضایی حامل 3 سرنشین در مزرعه‌ای د رآمریکا به نام رزول سقوط کرد (بر پایه این ماجرا فیلمی نیز در امریکا ساخته شد).
این مزرعه به سرعت و درآن زمان توسط نیروی هوایی و اف ب آی و سایر مقامات امنیتی محاصره شد. چندی بعد و با فشار رسانه‌های آمریکا و جهان - دولت امریکا ماجرا را به کلی تکذیب نمود. اما شاهدان و مزرعه‌داران اطراف که تعداد انها بیش از 200 نفر بود گواهی میدادند که این موجودات را دیده‌اند و هم چنین سفینه انها را، به هر حال این ماجرا از تب و تاب افتاد ولی همه ساله مراسمی در سالگرد سقوط سفینه در امریکا بر گزار می‌شد و هنوز هم میشود تا اینکه در سال 2000 تعداد 1000 دانشمند برجسته جهان و برندگان جوایز نوبل از جورج بوش درخواست نمودند تا تکلیف رزول را روشن کند، یا تکذیب یا تایید.
جورج بوش در بیانیه‌ای رادیو تلوزیونی و خیلی کوتاه ماجرا سقوط را تایید نمود و دیگر هیچ توضیحی نداد.
از ان پس تصاویری توسط ناسا در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت و هنوز هم دانشمندان در انتظار دریافت اطلاعات تکمیلی تر هستند. فقط گفته میشود که از سه سرنشین آن فضاپیما 2 نفر کشته شده و مهندس پرواز زنده می‌ماند این موجود 3 سال در اختیار سرویس‌های امنیتی و جاسوسی و دانشمندان بود و دست آخر بر اثر ابتلا به انفلو انزا فوت می‌کند.
دانشمندان و محققین معتقدند؛ طراحی هواپیمای رادار گریز، آپولوها، شاتل‌های فضایی و بسیاری از پیشرفت‌های شگرف امریکا بر اثر دانش این مهندس پرواز میباشد و امریکا هم به همین دلیل نمی‌خواهد این موضوع را بیشتر باز کند.

حتی در بسیاری از مقالات تا حدی قضیه جدی پیگیری شده‌است که می‌گویند؛ موجود رزول بر اثر فشارهای تخلیه اطلاعاتی و همچنین آزمایشات متعدد امریکایی‌ها فوت نموده‌است.



ادامه نوشته

اگر ايـن دنیـا، بـدون وجـود زنـها بـود


اگر ايـن دنیـا، بـدون وجـود زنـها بـود ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


دنیای بدون زنان، چنین دنیایی خواهد بود: مردان نه خود را می شویند و نه صورت خود را اصلاح می کنند. لباس خانگی ما بسیار ساده خواهد بود. پیراهن، عرق گیر، جوراب، حتی کفش های بیرون هم ساده خواهند بود. نیازی به ظروف آشپزخانه و حتی غذا نیست؛ چند ظرف یکبار مصرف، چند تکه غذای سرد و پیتزا کافی است و برای خانه مان یک یخچال، جاروبرقی، تلویزیونی بزرگ و یک کنترل تلویزیون از راه دور، کفایت می کند. تنها برنامه های دو کانال تلویزیونی را تماشا می کنیم. شبکه خبری و ورزشی. به همین دلیل می گویند مردان موجوداتی ساده هستند و اگر زنان در زندگیشان نباشند، زندگی ساده ای خواهند داشت.

اما شما زنان سلطان "جمع و جور کردن" هستید. پس از یک کار تمام وقت به خانه می روید و تازه کار تمام وقت منزل یعنی نقش همسر و مادر بودن شروع می شود و باید به همه امور رسیدگی کنید و اغلب این کارها را بدون کوچک ترین کمک از سوی مردان انجام می دهید. بزرگ ترین تصمیمات خرید مربوط به شماست. نقش کلیدی در اجتماع دارید و گاهی برخی کارها را به منزل می آورید. ...

ادامه نوشته

منتـخبی از تصاویـر متحرک جالب و دیـدنی

بدلیل حجیم بودن و متحرک بودن تصاویر، لطفا تا باز شدن كامل شكیبا باشید

کمک بی رحمانه برای عبور از خیابان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



حرکتی باورنکردنی از سر کار گذاشتن پلیس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



عاقبت فضولی بیش از حد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گرفتار شدن کشتی غول پیکر در میان امواج خروشان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



نهنگ ها از بچگی حامی همدیگر هستند

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org



بدون شرح !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



تصویری دیدنی از تست آیرودینامیک خودرو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



تبلیغی از امکانات قوی یک دوربین فیلمبرداری حرفه ای

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



خانم ها همینجوری هم هنرمندند دیگه وای بر اینکه رزمی کار هم باشند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



این تصویر مربوط به حالا نیست. مربوط به اون وختاست که حتی گربه ها هم علاف کوچه و خیابون نبودند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



یکی از عادتهای بد نهنگ ها اینه که غذاشونو زنده زنده می خورند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



تمرکز در هدف گیری اینه ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



حتی خرگوشها هم از موانع سر راهشون نمی ترسند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



یک خطای دید بسیار جالب - به حركت این قطار نگاه كنید پس از چند ثانیه جهت حركت آن برعكس می شود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



میگن کلید اینجوری کار می کنه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



قابل توجه آقایون ... نکنه از اینجور شوخی های بی مزه رو یاد بگیرید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



بدون شرح ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



سرعت نفوذ یک گلوله آتشین در یک حجم یخی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



اینم یه چشمه از به رخ کشیدن دل و جرات

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org



یک گیاه مرجانی ترسو در اعماق دریا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



پرواز شگفت انگیز مار افعی در آسمان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



ماهی های دندانپزشک !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



قدرت گاز بعضی نوشابه ها رو دست کم نگیرید

گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org



عاقبت رعایت نکردن نوبت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



حرکت آهسته از تصادم یک گلوله با دیوار

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یکی توی زندگیمه! کیه؟



همه دنیا رو گشتم

برای به اون رسیدن

روزگار چقد قشنگه

حالا که به اون رسیدم

واسه اینکه مال من شه، نقشه‌ها براش کشیدم

واسه خنده روی لب‌هاش، همه زندگیمو میدم

همه زندگیمو میدم

یکی توی زندگیمه، که براش جونمو میدم

یکی توی زندگیمه، شده زندگی من

یکی توی زندگیمه، قد خدا دوسش دارم

یکی توی زندگیمه، که تموم دلخوشیمه

♪♪♪

یکی هست که خیلی خوبه، یکی هست که خیلی ماهه

یکی که وقتی باهامه، همه کارا روبه راهه

هیچکی به چشم نمیاد، منم و خیال چشماش

خیلی ناز و مهربونه، دلم آرومه باهاش

یکی توی زندگیمه، که براش جونمو میدم

یکی توی زندگیمه، شده زندگی من

یکی توی زندگیمه، قد خدا دوسش دارم

یکی توی زندگیمه، که تموم دلخوشیمه

♪ یکی توی زندگیمه ♪

♪♪♪

من شانس داشتنت رو از دست نمیدم

حتی بمیرمم دلت رو پس نمیدم

من شانس داشتنت رو از دست نمیدم

حتی بمیرمم دلت رو پس نمیدم

♪ یکی توی زندگیمه ♪

♪♪♪

یکی توی زندگیمه، که براش جونمو میدم

یکی توی زندگیمه، شده زندگی من

یکی توی زندگیمه، قد خدا دوسش دارم

یکی توی زندگیمه، که تموم دلخوشیمه

کادوی اشتباهی

خواستم برای جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم به همین خاطر از خانم خوش پسندی كه یكی از همكارانم بود خواستم تا از مغازه جنب اداره یك جفت دستكش بسیار اعلا انتخاب كند تا برایش بفرستم پس از خرید، خانم خوش پسند هم برای خود یك جفت شورت انتخاب كرده و پس از اینكه هر دو بسته بندی آماده شد پول را به صاحب مغازه دادیم و هنگام تحویل غافل از اینكه شاگرد خرازی بسته ها را اشتباهی داده، یعنی بسته دستكش را به خانم و بسته شورت را به من داده ، من با اطمینان خاطر آن را باز نكردم و به منزل آمدم .نامه ای به خیال خود با انشاء خوب برای نامزدم نوشتم و دستكش ها را برای او فرستادم . وقتی نامه به دست او می رسد در حضور پدرش بسته را باز می كند و دو عدد شورت را در آن می بیند و چون نامه را می خواند می بیند چنین نوشته ام : ....

ادامه نوشته

کسی جز تو گل و سبزه ...

کسی جز تو گل و سبزه تو این هفت سین نمی‌زاره



نگاه کن

زندگی امروز

عجب حال خوشی داره

کسی جز تو گل و سبزه تو این هفت سین نمی‌زاره



رها شو

مثل این بارون ...

بدون شکوه و ناله

ببین حتی قناری هم داره میخونه خوشحاله ....

نگاه کن ....



همین حالا نگاهت رو از این دلشوره خالی کن ...

به قلبت وقتی دلگیره کتاب عمر و حالی کن

نگاه کن این ور پرچین هوای زندگی تازه‌ س

تا وقتی سر نچرخونی همین آش و همین کاسه‌ س



بخند و از غمت رد شو که عطر عشق پیچیده ....

شاید خنده‌ ت به یک آدم امید زندگی میده ...

باید دل‌ها رو عادت داد

به بغضی که ته‌ش غم نیست

برای زندگی کردن

هنوزم دل‌خوشی کم نیست...

مراسم عجیب نبش قبر و پیاده روی مردگان


شرق آسیا خاستگاه فرق و گروههای دینی بسیاری است که تعداد زیادی از آنها دارای آداب و رسومات عجیب و خرافی هستند. به عنوان مثال اهالی مناطقی از اندونزی مراسم عجیبی برای دفن دوباره مردگان گذشته خود دارند.




در این مراسم مردگان را از قبرها در می ‌آورند و لباس ‌‌هایی نو بر تن آنها می‌ کنند و دوباره اجساد و اسکلت‌‌ ها را به خاک می‌ سپارند. آنها معتقدند این مراسم راهی مفید برای به یاداوردن و گرامیداشت در گذشتگان است.
این مراسم هر سه سال یکبار به نشانه یادآوری و علاقه به مردگان انجام می‌ شود و مردم محلی معتقدند که اعضای خانواده مردگان هنوز با او هستند حتی اگر او صد‌ها سال پیش فوت کرده باشد. ...

ادامه نوشته

دلت را خانه ی ما کن



وجودت را به دریا بسپار...آرام و سبک...

بزرگی و جلالش را تنفس کن...نفسی عمیق از عمق جان...

تمامی کاشی های حیاط دلت را به رنگ آبی کن...

آب حوضش را از پاکی و زلالی سرشار...

و ماهی های کوچک و قرمزش را برای مهربانی و دوست داشتن..

بیاموز که نمی توانی برای همیشه در جزر زندگی باقی بمانی...

مد بودنش را نیز تجربه کن...

خاطراتت را چه تلخ و چه شیرین به بادها بسپار..

بگذار بگذری از هر آنچه در دیوار دلت کنده کاری می کند،

و با هر نقشی آواری را روی سرت خراب...

تا باد صدای خش خش برگ های خشک و خزان زده ی پاییز دلت را به صدا در آورد...

که بنوازند نوای ماندن و بودنت را...

هم چون کوهی استوار باش...بگذار بخشنده باشی تا بخشیده شوی...

بگذار تا با هر دست خطی روی پهنه های استوارت یادگاری بنویسند...

تا فرهاد با تیشه اش به جان تو بیافتد،

و با هر ضربه اش نوای عشق را در وجود تو زمزمه کند...

شاید وجود تو تندیسی باشد به یاد عشق شیرینش...

بگذار باران روی شیشه ی غبار گرفته ی خانه ی دلت آواز شادی سر دهد،

تا ببینی لحظه های ناب زندگی را...

تا بوی خاک نم گرفته ی باران،در سرت شوق پرواز را زنده کند...

دلتنگی هایت را بشورد و با خود ببرد...

پا به حیاط خانه ی دلت بگذار...آب و جارویی کن...جست و جویی کن...

در آیینه بنگر...آن گاه است که می بینی گم شده زندگی ات را...

کسی که مدت هاست فراموشش کرده ای...