درسـی که از محـرّم می تـوان آمـوخت

درسـی که از محـرّم می تـوان آمـوخت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


محرم؛ روز به روز، ‌ساعت به ساعت سال را طی کرده و ‌آمده است و خیمه پهن‌کرده در میدان شهر، در کوچه پس کوچه های محله ها، در گلوی بلندگوهای مساجد که سال تا سال با سکوت همراه بوده است. محرم آمده و همه جا ذکر حسین (ع) است. هر محفلی سیاهپوشی را تجربه می کند. دیوارهای شهر با زبان گریه با ما صحبت می‌کنند. محرم آمده تا صدای طبل و سنج و شیپور، خفتگان خفته را بیدار کند. محرم آمده تا ما دوباره بباریم و آب جلگه‌های پایین دست را حاصلخیزتر کند. این روزها باران حسینی تندتر می‌بارد و رودها همه نژادشان برمی‌گردد به علقمه و دست‌ها در آسمان قد می‌کشند در پی باران خداوندی تا عطشانی خیمه‌های امام حسین (ع) را پاسخی درخور باشند. این روزها ابوالفضل العباس بلندترین نامی است که دهن به دهن می‌گردد و دهان شهر غم آلود را شیرین می‌کند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل بیت پیامبر(ص) و علی(ع) است؛ ماهی که از محرم سال ۶۱ هجری قمری تا هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را عزادار کرده است؛ مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند!


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


به تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَی الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَی الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَی آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ مَقْبُورِینَ. این است که عزا برای امام حسین بن علی (ع) تمامی ندارد. کربلا تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده قرن در این مکتب تربیت شده اند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


چه بسیار انسانهایی که با حضور در مجالس محرم جهت زندگی خود را عوض کرده اند. کربلا و محرم نگرش انسان را به زندگی تغییر می دهد. محرم هدف برای زندگی کردن را عمیق تر می کند. محرم به زندگی معنایی بس عظیم می بخشد. محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن و درست مردن است. محرم بهترین شیوه زندگی را به انسان می آموزد و نیز بهترین مردن و بدرود گفتن دنیا را می آموزد. محرم و کربلا اوج فضایل اخلاقی است؛ محرم اخلاق را با نمونه های عینی اش به ما می آموزد.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


محرم درس وفاست، درس آزادی و آزادگی و درس عزت است. با این اوصاف که قطره ای از دریای تربیتی محرم بود دیگر جای تعجب ندارد که محرم انسانها را در یک شب بلکه کمتر از آن متحول نماید. اینکه مشاهده می شود بسیاری از کسانی که گرفتار گناهان هستند که به آنها خوی گرفته اند و عادت آنها شده است، اما این عادت ناروای خود را به حرمت محرم کنار می گذارند. پس محرم عزم آفرین است؛ عزم بر ترک معصیت الهی، عزم بر کسب فضایل و در یک کلام عزم بر بندگی خداست.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کمتر از یکروز تا تاسوعا و پیوستن به خیل سوگواران عاشورای حسینی مانده است، روزی که روزمره گی زندگی خیلی از انسان‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اتفاقی که شکوه یک واقعه را نشان می‌دهد و شوری حماسی در تاروپود جامعه می‌اندازد. فراموش نکنیم که اگر عشقی در دل نسبت به خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام داریم ریشه‌اش را باید در خاطرات همین روزها جستجو کنیم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

التماس دعا

یک روز زندگی

یک روز زندگی ...

حکایتی خواندنی از خواب و بیداری یک خانم دیروزی و امروزی


جوان دیروزی :

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زهرا خانم هر روز ساعت ۵ و نیم صبح از خواب بیدار می شود. سحرخیزی زهرا خانم ۵۸ ساله عادتی ۳۰ ساله است. عادت سال هایی که حاج قاسم باید هر روز صبح ساعت ۷ خودش را به سرویس شرکت می رساند و حالا با گذشت ۹ سال از بازنشستگی حاج قاسم و با این که خودش دیگر این روزها تا تابش مستقیم نور خورشید سنگر رختخواب را حفظ می کند، ترک نشده است.

به عادت همان روزها، هنوز اولین کار صبحگاهی زهرا خانم روشن کردن سماور است که تنها با تفاوت چند ثانیه تمام روز (قبل از خواب و بعد از بیدارشدن او) آماده خدمت رسانی است.

سال ها پیش، این ساعات روز برای زهرا خانم پر از مشغله بود تا در میان قیل و قال بچه ها که امروز هر کدام سر خانه و زندگی خودشان هستند، به رتق و فتق امور شوهر و ۶ فرزندش برسد تا همه سر وقت به محل کار و مدرسه و بعدها دانشگاه برسند. ....

ادامه نوشته

...

 برگرد و زمان را غافلگیر کن

من با تک تک ثانیه ها شرط بسته ام!!!!


...

چقدر دورتر ازاحساسم ایستاده ای...

از این فاصلــــــــه...

تو حتی صدایم را هم نمیشنوی

چه برسد به دلتنگی...


نبودنت




هـــــــر نفـــس ،

درد اســـت که میکشـــم !!!
ای کــاش یا بـــــــــــودی ،
یـــــا اصـــلا نبودی !!!
ایـــــن که هســـتی
و کنــــارم نیســــتی ...
دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . .

تمام وجود من خدا

هوای این روز

غفلت کرده ای" مادر"....

پشت یک قلب “عاشق” فرزندت آرام آرام جان میسپارد

و تو “فراموش کردن” را به او نیاموخته بودی

 

http://asheganeh.ir/

بامن چه میکنی؟

نه دستهایم رامیگیری

نه تنهایم میگذاری

چشمهای روشنم ثروتمندشد!!!

بس که به تاریکی ام فخرفروخت

چه ازجانم می خواهی؟

بگذر...

من که بالهایم سوخت!

http://asheganeh.ir/

دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی

خشن تر.عصبی تر.کلافه تروتلخ تر...!!!

وجالب تراینکه....

بااطراف هم کاری نداری..همه اش رانگه میداری

 

و دقیقا سر همان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی

بیچاره دلکم

ایــن روزهـــا
همــه بــه مــن دلـتــنـــگــی هــدیــه مـی دهنــد
لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید!
بــه خـــدا تمــــامـ شــد
دلـــــــــــم…!

 

وقتی یه آدم میــــــــگه ،

هیچ کس منو دوســــــــت نداره

منظورش از هیچ کــــس ،

یک نفــــــــر بیشتر نیست…

همون یه نفری که برای اون همه کســــــــه…

 

گاهــــــــی
ﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ
ﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،
ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢ
ﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟

محرم



کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

 در رکاب تو فدایی می شدیم

 

السلام علیک یا ابا عبدالله …

مــــــــادر



قدرت مهرمادری


داستان عاشقانه‌ی یک شعر

این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم


شعری زیبا از مهرداد اوستا :

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟




در یادداشت برادر شاعر عنوان شد
حقیقت ماجرای نامزد مهرداد اوستا که همسر شاه شد

خبرگزاری فارس: اوستا با آنکه تنها 8 ماه زندان را در کارنامه مبارزاتی خود ، آن هم در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 به طرفداری از دکتر محمد مصدق دارد، یقیناً سومین شاعر مظلوم است.

دلم یک عاشقانه ساده میخواهد

یک دوستت دارم کوتاه که معنیش به بلندای تمام زندگی من است
دلم یک نگاه عاشقانه میخواهد
همان نگاهی که وقت رفتن بهم می اندازیم
دلم یک نوازش عاشقانه میخواهد
یک نوازش کوچک اما عمیق که تمام قلبم را به لرزه می اندازد
دلم یک لبخند عاشقانه میخواهد
درست همان لبخندی که بعد از یک بوسه طولانی برلبانت نقش می بندد
امروز چقدر دلم تو را میخواهد


از من دلخوری
بامن حرف نمیزنی
انگار فرسنگها از تو دورم
قلبم ضعف میرود برای صدایت ،برای دیدنت
گوشی را برمیدارم
شماره ات را میگیرم
خداخدا میکنم گوشی را برداری
یک بوق دوبوق سه بوق چهاربوق قلبم تند میزند پنج بوق
صدای الو در گوشم می پیچد قلبم ازتپش می افتد

ببخشید عزیزم میدونم اذیتت کردم اما من خیلی دوستت دارم خودت بهترمیدونی
وصدایت را میشنوم

چیزی نشده عشقم منم خیلی خیلی خیلی دوستت دارم

دلخوشم به این دوستت دارم های ساده

جایزه ده هزار دلاری برای پیشخدمت مهربان رستوران

اگر پیشخدمت رستوران باشید و پول ناهار دو نفر از مشتریان رستوران را پرداخت کنید ، چقدر باید پاداش بگیرید ؟ ...

ادامه نوشته

اتــــــحـــآد


اتحاد اقوام ایرانی


جملات احساسی و رمانتیک


تو آشیانه می کنی در آغوش مردانه ام

و من غرق میشوم در احساس پاک زنانه ات

و اینگونه طلوع می کند خورشید طلایی هر صبح بر دیدگانم...




هنوزهم نمیدانم چه شده

چرا بامن حرف نمیزنی

فقط این را میدانم که دردادگاهت محکوم شده ام به تبعید

ازآغوشت به تنهایی وبازهم تنهایی

شکنجه میکنی مرا ؟





گاهی آنچنان دلتنگت میشوم

که تمام عاشقانه های دنیا نیز

این دل بیقرار را آرام نمیکند

آن لحظه باید فقط توباشی

ومن

خیره شوم در دریای چشمانت

به آتش بکشم تمام آرامشت را

با دستانم زنجیری بسازم برگردنت

وبا بوسه ای بدوزم لبانت را

باشد که دیگر مرا دلتنگ خودت نکنی





تمام شعرهای عاشقانه ام را باید بسوزانم

تا ازحرارتش کمی گرم شوم

میخواهم گرمایش قلبم را به آتش بکشد

شاید جبران سردی دستانت و سردی احساست شود

دارم درکنارت یخ میزنم....





وقتی دستت تو دست عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده …

بی تفاوت ازین فشار رد نشیا

داره باهات حرف میزنه…

میگه دوست داره!

میگه هوات و داره!

میگه حواست به من باشه!

میگه حواسش بهت هس!

میگه تنها نیستیا!

میگه….

تو هم همینجور که دستت تو دستشه

آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش…

آره

یه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین !




بیا و عاشقم باش … ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ؟

ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ﺩﻟﯿــﻞ خنده هایم باشید ؟

ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ ﺳــﺮﺍﺳﯿﻤﻪ ﺑـﻪ سراغم بیایی ﺑــﻌﺪ ﺑﮕــﻮﯾــﯽ :

خانم ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ برایتان بمیرم ؟؟

ﻭ من بگویم :

ﺑﺒــﺨﺸﯿـﺪ آقا نمیشود..!

ناامیدی را در چشمانت ببینم …

دستم را به پشت قفل کنم

سرم را کج کنم ، نگاهت کنم و بگویم :

ﺁﺧــﻪ ﺷﻤـــﺂ ﺑـــﺂﯾــﺪ ﺯﻧـــﺪﮔﯽ ﻣــَـﻦ ﺑـــﺂﺷﯿـــﺪ …

ﻣـــﯽ ﺷــﻮﺩ شیطنت هایم را بفهمید ؟؟ !

ﻣـــﯽ ﺷـــﻮﺩ باشی و بیخیال نبودن ها شوی ؟؟ !

ﻣــﯿﺸــﻮﺩ ﻧَﻔـَﺴـَﻢ باشید آقا ؟





در این غروب

ﻫﺮ ﻧﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﮕﻮﯾﺪ

ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ

ﺣﺎﻻ

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﺘﻬﻮﻭﻥ ﺑﺎﺷﺪ

ﯾﺎ ﺯﻧﮓ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺻﺪﺍﯼ اوﺳﺖ …





صندلیت را کنار صندلیم بگذار !

همنشینی با تو یعنی “تعطیلی رسمی تمام دردها”





لـج میکنم …

بداخلاق میـــشم!

نه چیزی میبینم،

نه چیزی میشنوم،

نه چیزی میگم!

دست خودم که نیست

تو که نباشی،

زندگی

بـــــــــــــــایــــــــــد

به کامِ من تلخ بشــه ..!

بچه های دستفروش

تـمام و ناتـمام من با تـو تـمام میشود یا رب

تـمام و ناتـمام من با تـو تـمام میشود یا رب

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خداوندا ...

گره های ناگوار، با تو باز می شوند؛
شدت سختی ها، با تو می شکند؛
آنان که دنبال رهایی می گردند،
به تو التماس می کنند.

از قدرتت، سختی های زندگی،
حساب می برند؛
به لطفت،
علت ها و اسباب،
فراهم می شوند؛
با توانایی ات،
سرنوشت، جاری می شود؛
و با اراده ات،
وسایل آماده می شوند.

وقتی که می خواهی،
بی آن که چیزی بگویی،
اسباب، فرمان می برند؛
و وقتی نمی خواهی،
بی آن که چیزی بگویی،
اسباب، از کار می ایستند.

وقت دشواری ها،
آن که صدایش می کنند،
تویی
و وقت گرفتاری ها، آن که دنبال پناهش می گردند،
تویی.

برای من اتفاقی افتاده
که زیر سنگینی اش شکسته ام؛
گرفتاری ای آمده که تحملش را ندارم.
آن چه تو فرستاده ای، کس دیگری برنمی گرداند.
آن چه تو آورده ای، کس دیگری نمی برد.
دری را که تو بسته ای، کس دیگری باز نمی کند
و دری را که باز کرده ای، کسی نمی بندد.

پس خودت درِ رهایی را به رویم باز کن.
به توانایی ات،
این هیبت غم را در من بشکن
و کاری کن به همین سختی،
به همین رنجی که دارم
از آن به تو شکایت می کنم، زیبا نگاه کنم.

نیایشی از صحیفه سجادیه

کودک معلول ایرانی؛ رکورددار شنا

رضا پژمان کودک 9ساله با وجود معلولیت رکورددار کرال پشت و سینه کشور است.


به گزارش ایرنا، رضا پژمان کودک 9 ساله ای، که به طور مادر زاد از هر دو پا و دست راست معلول است، در مدت 4 ماه با یادگیری شنا به صورت حرفه ای موفق به ثبت دو رکورد در 50 متر کرال سینه و کرال پشت معلولان شده است.


عکس های از  این ورزشکار افتخارآفرین را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه نوشته

داستـان خوشمـزه تریـن ساندویـچ دنیـا


داستـان خوشمـزه تریـن ساندویـچ دنیـا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 سالن فرودگاه به نسبت خلوت بود و به نظر می رسید در این ساعت روز هواپیماها هم خیلی پرواز نمی کنند. گرمای ظهر، یوتا را حسابی خسته کرده بود و توان ایستادن نداشت. یک لیوان لیموناد خنک گرفت و روی اولین صندلی نشست. اینقدر خسته بود که حتی توان نداشت چشم هایش را باز نگه دارد.

چند دقیقه ای چشم هایش را بست. وقتی سوزش چشم هایش کمی بهتر شد، لیموناد را تا آخرین قطره اش سرکشید گرمای هوا او را اذیت می کرد، اما چاره ای نبود؛ هواپیمای فردریک تا چند دقیقه دیگر می نشست و او تنها کسی بود که به استقبال شوهرش می آمد. فردریک هم نمی دانست او به فرودگاه آمده تا از او استقبال کند...

ادامه نوشته

خواستگار دروغگو !

آیا او ادعا‌هایش درست است یا تنها برای به دست آوردن دل شما چنین حرف‌هایی را به زبان می‌آورد؟ و آیا او همین‌قدر آرام و قابل اعتماد است یا قرار است بعد از رسیدن به شما، نقاب از چهره‌اش بردارد و فرد دیگری شود؟ جواب دادن به این سۆال‌ها کار هر کسی نیست. اما اگر شما، بتوانید زبان بدنش را رمزگشایی کنید، می‌توانید تا حدودی از درست بودن حرف‌هایش مطمئن شوید و بدانید خود واقعی‌اش، همین فرد است یا نه! پس پیش از آنکه جواب نهایی را بدهید، در خواندن زبان بدن حرفه‌ای شوید.

خواستگار دروغگو



گذاشتن دست در جیب
خواستگار دست به جیب شما، احتمالا اطلاعات با ارزشی را پنهان می‌کند و نمی‌خواهد بخشی از زندگی‌اش را برایتان فاش کند.

پنهان کردن دست چپ
اگر دست چپش را پنهان می‌کند، به احتمال زیاد، مسائل شخصی‌اش را از شما مخفی می‌کند و دوست ندارد از زندگی‌اش سر دربیاورید.

پنهان کردن دست راست
اگر دست راست را پنهان می‌کند، احتمالا مسائلی را که ارتباط زیادی به خودش ندارد و به دیگران یا محیط بیرون مربوط است را از شما مخفی می‌کند.



‌پوشاندن دهان
پوشاندن دهان هنگام صحبت کردن یعنی ترس از بیان، پنهان کاری و خجالتی بودن.



دست به آسمان
اگرکف دست‌هایش را روبه بالاو با انگشتان کشیده نشان می‌دهد، صادق است و به شما علاقه دارد.اما اگر کف دست‌هایش به سمت پایین باشد، احتمالا در زندگی‌اش فردی گشاده‌رو نیست.

چه قدر از شما فاصله می‌گیرد؟
اگر او در فاصله نیم تا یک متری شما می‌ایستد، a می‌توانید به او اعتماد کنید، زیرا نه خود را با شما بیگانه می‌داند و نه بیش از آنکه شایسته این موقعیت باشد به شما نزدیک می‌شود.

اگر او در دایره‌ای به شعاع 15 سانتی‌متر تا نیم متری شما می‌ایستد، احتمالا شما را از همین حالا همسر آینده‌اش می‌داند و می‌خواهد با شما صمیمی‌تر باشد. البته او نمی‌داند که هنوز برای ایجاد چنین حسی زود است و با این کارش شما را از خود دور می‌کند، زیرا این فاصله تنها متعلق به والدین، همسر، دوستان صمیمی و کودکان اطراف‌تان است.



اگر او در فاصله یک متری و بیشتر از شما دور می‌ایستد، یا به شما بی‌علاقه است یا آنقدر خجالتی است که هنوز نمی‌تواند شما را به عنوان یکی از عزیزان خود بداند. چون این فاصله، مناسب غریبه‌هایی است که در خیابان از کنار‌تان رد می‌شوند یا فروشنده‌هایی که از آنها خرید می‌کنید.

با پاهایش چه می‌کند؟
تکان دادن پا: اگر مدام پاهایش را تکان می‌دهد، احتمالا از این خواستگاری پشیمان شده و بعد از جداشدن از شما، دیگر سراغتان را نمی‌گیرد.

گذاشتن هر دو پا روی زمین: اگر پاهایش را در کنار هم و محکم روی زمین قرارداده، روی راستگویی‌اش حساب کنید، چون فردی صادق و متعادل است. اما اگر پایش را روی پنجه یا پاشنه تکیه داده، احتمالا او فرد صادقی نیست و تمام حقیقت را نمی‌گوید.

انداختن پا روی پا: اگر یک پا را بالاتر از زانوی یک پای دیگر قرارداده، احتمالا همه حقیقت را به شما نمی‌گوید یا از اینکه در شرایط امنی قرار دارد مطمئن نیست.


جفت كردن پاها: اگر او در حالتی ایستاده كه پاهایش كنار هم هستند، احتمالا حالت دفاعی به‌خود گرفته و چندان با گفته‌ها یا كارهای شما موافق نیست.

با چشم‌هایش چه می‌کند؟
اگر نمی‌خواهد به شما نگاه کند، موضوعی را از شما پنهان می‌کند.
اگر او مدام به پایین نگاه می‌کند، احتمالا به شما دروغ می‌گوید.
اگر او چشم‌ در چشم شما می‌دوزد، دوست دارد با شما صمیمی‌تر شود.

چشم‌هایش را پنهان می‌کند؟
بررسی‌ها نشان می‌دهد دروغگوها با مالیدن چشم‌ها، پوشاندن آنها با دست یا بستن آنها می‌خواهند از دیدن آنچه در مقابل چشمان‌شان می‌گذرد جلوگیری كنند؛ پس خاراندان چشمش را پای حساسیت فصلی نگذارید.

زیاد پلک می‌زند؟
فردی که ریگی به کفشش نباشد و در شرایط عادی قرار داشته باشد، در هر دقیقه، حدود6 تا 8بار پلك می‌زند. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد افراد در زمان استرس، بیشتر پلک می‌زنند. پلک زدن بیش از اندازه، به شما می‌گوید فرد مقابل‌تان از لحاظ روانی چندان در آرامش قرار ندارد یا دلیلی برای اضطراب و نگرانی دارد.