جوگیر شدن داماد


کمی لبخند لازم داری !

کمی لبخند لازم داری !

از بس دوستان لطیفه گذاشتند من هم مجبور شدم...




نقشه هایی که من تو دبیرستان در فرار کردن ازمدرسه داشتم
مایکل اسکوفیلد توی فرار از زندان نداشت
من حیف شدم!


نمی دونم چه حکمتیه
اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!


ملت چه بیکارن !
یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…
دیگه تماس نگرفت
بعد چند روز اس داده :
ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟


تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی
میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!

هیچ کس آدامس شیک رُ واسۀ وجودش نمی خواد …
سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنِ !


بوی شوم امتحان آید همی / یارصفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم / دل به امید تقلب بسته ایم
مابرای کسب مدرک آمدیم / نی برای درک مطلب آمدیم
(ایام جانسوز امتحانات برشما دانشجویان و دانش آموزان کوشا تسلیت!)

ادامه نوشته

میرم به راه عاشقی که تنها راهه تا بهشت



خودمو گم میکنم وقتی نگات تو نگامه


خودمو گم میکنم وقتی اسمت رو لبامه


خودمو گم میکنم مثل سنگریزه تو دریا


خودمو گم میکنم مثل آبی پشت ابرا


میخوام که پیدا بشم از گم شدن برای تو


پرنده هوات بشم پر بکشم به سوی تو


این دل گم کرده رو باز میدم به دست سرنوشت


میرم به راه عاشقی که تنها راه تا بهشت


بدون تو گم میکنم دفتر خاطراتمو


رو پرده سیاه شب گم میکنم ستارمو


تک و تنها تو شبا ثانیه ها رو میشمارم


به شوق دیدنت دلو به موج دریا میسپارم


میخوام که پیدا بشم از گم شدن برای تو


پرنده هوات بشم پر بکشم به سوی تو


این دل گم کرده رو باز میدم به دست سرنوشت


میرم به راه عاشقی که تنها راه تا بهشت




دخترها به راحتی نمی توانند درکش کنند...

آمد روبرویم ایستاد چشم‌هایش را بست
بعد پلکش را آرام باز کرد و به بالا نگاه کرد،
سفیدی چشم‌هایش از سفیدی برف‌ها یک‌دست‌تر و سبک‌تر بود.
بعد سیاهی چشم‌هایش را دوخت به من.
گفت دوستم داری هنوز؟
گفتم همیشه دوستت داشته‌ام.
گفت فقط و فقط من را دوست داری؟
گفتم فقط و فقط تو را دوست دارم.
گفت دروغ میگویی.
گفتم راست میگویی.
آن‌وقت راهش را کشید و رفت.
حالا من ایستاده ام اینجا. منتظر دختری که درک کند یک عاشق دوست ندارد هرگز روی حرف معشوقش حرفی بزند.
این مساله‌ی خیلی مهمی است که دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند.
عاشقی که دوست دارد وقتی معشوقش می‌گوید دروغ می‌گویی، دروغ گفته باشد.

----
قابل ذکر است نسل این‌گونه عاشقان در حال انقراض است فقط همین یکی مونده-->



ادامه نوشته

خدای آسمونها..



خدای آسمونها

خدای کهکشونها

برس به داد دل

عاشق ما جوونها


دستا بیگانه

قلبا تو خالی

حرفا دروغ

عشقا پوشالی

دوست دارم ها

فقط یه حرفه

عمرش قد

یه گوله برفه


خدای آسمونها

خدای کهکشونها

برس به داد دل

عاشق ما جوونها


هر کسی توی دنیا

صب که شد به شوق یه عشقی

از خواب پا میشه

اما عشقی که امروز تا فردا

تو قلبا بمونه

پیدا نمیشه


خدای آسمونها

خدای کهکشونها

برس به داد دل

عاشق ما جوونها


هر کسی توی دنیا

صب که شد به شوق یه عشقی

از خواب پا میشه

اما عشقی که امروز تا فردا

تو قلبا بمونه

پیدا نمیشه


خدای آسمونها

خدای کهکشونها

برس به داد دل

عاشق ما جوونها




آرام و شـاد باشیـد

آرام و شـاد باشیـد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در محل کار لبخند بزنید و به هر کس که می‌بینید بگویید صبح بخیر
بله به تمام کسانی که از کنار شما رد می‌شوند
لبخند بزنید و سلام و صبح بخیر بگویید
حتی اگر لبخندتان در ابتدا مصنوعی باشد
به زودی طبیعی می‌شود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

لبخند زدن، مسری است و شما می‌توانید با یک لبخند ساده
آن را به تمام دوستان و همکاران خود سرایت دهید
و نشاط و روحیه را به آنها هم هدیه کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بیشتر ما کودکی‌هایمان را به خاطر داریم
شاد بودیم و پُر انرژی
امّا گویا هر چه جلوتر می‌رویم
بیشتر در باتلاق مشکلات گرفتار می‌شویم
و فراموش می‌کنیم که با فرو رفتن در این باتلاق
نشاط و شادی کودکی‌مان از دست می‌ رود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

قدرت حرکت ما و در حقیقت دو بال پرواز و اوج ما
یکی با نشاط و شادابی است
و دیگری امید به اوج و رسیدن به آبی بیکران

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

تا می‌توانید از بعضی افسانه‌های پوچ و تخیلات رویایی چشم بپوشانید
و آنها را به حال خودشان بگذارید
اگر شما در هر لحظه برای یک چیز ارزشمند زندگی می‌کنید، قطعا در زندگی هدف دارید
بنابراین شما شخص باهوش و روشنفکری هستید
این طبیعی است که در زندگی
هر کس حتما به مسئله‌ای برخورد خواهد کرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امّا حل کردن مسئله یک عامل مؤثر در شادکامی شماست
ولی هرگاه آن مسئله خارج از قدرت و توانایی شما بود
انگیزه شاد زیستن را انتخاب کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از غم و انزوا دوری کنید
و با خود تکرار کنید که با یک مسئله روبرو هستید
نه یک مشکل
و مسئله قابل حل است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آرام و شاد باشید
آنگاه خواهید دید که چه معجزه ‌آسا راه ‌حل ها برایتان روشن خواهد شد
از کسب آرامش و شادی غافل نشوید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

:: مناجات - خالق يكتا مدد ::

آهنگ و متن ترانه مناجات از حسام الدين لر نژاد




...در این جهان آب و گل امان امان ای از تو ای یار آمده

نبود مرا یک آشنانبود مرا یک آشنا ای خالق یکتا آمده


الله مدد الله مدد یا رسول الله مدد یا رسول الله مدد یا حبیب الله مدد


الله مدد الله مدد یا رسول الله مدد یا رسول الله مدد یا حبیب الله مدد


دلت از فراغت پر شده ای خالق یکتا مدد

دلت از فراغت پر شده ای خالق یکتا مدد


آواره در هامون شده ای خالق یکتا مدد

آواره در هامون شده ای خالق یکتا مدد


الله مدد الله مدد یا رسول الله مدد یا رسول الله مدد یا حبیب الله مدد


تا به سرگردانیم ای شاعر عرفانیم

تا به سرگردانیم ای شاعر عرفانیم




دانلود هر سه آلبوم (مطرب، با قدسيان2، با قدسيان3)

اگه یادش بره



اگه یادش بره که وعده با من داره وای وای وای
دل بیچارمو به دست غم بسپاره وای وای وای
ای خدا بهار اومد گل من نیومد وای وای وای
فصل کشت و کار اومد یار من نیومد وای وای وای
دل من شکسته طاقت نداره والا
دل من شکسته طاقت نداره والا
اگه پیغوم بده دیگه دوسم نداره وای وای وای
که دیگه ناله هام براش اثر نداره وای وای وای
دلم امشب اونو بهونه کرده
انتظارش منو دییونه کرده
اگه یادش بره قولی که داده
نمیدونم دیگه کی بر میگرده
اگه یادش بره قولی که داده
نمیدونم دیگه کی بر میگرده آخ آخ
نمیدونم دیگه کی برمیگرده




یکی به دادم برسه واویلا...

ترانه یکی به دادم برسه با صدای حسن شماعی زاده (لینک دانلود غیرمسقیم)


برقی زده نگاهی آتش کشیده ما را
برقی زده نگاهی آتش کشیده ما را
دل رفته برنگشته ای عاشقان خدا را
گفتم که خونبهای دل رو بده زلبها
شیرین زبونی کرده خندیده گفته فردا
یکی بدادم برسه واویلا
یه دل داره هزار هزار تا سودا
دلبرمن بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا
یکی بدادم برسه واویلا
یه دل داره هزار هزار تا سودا
دلبرمن بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا

بخواد نخواد فداش میشم قربونی نگاش میشم
یه روز بلا گردون اون چشمای دل سیاش میشم
بخواد نخواد دل دیگه رفته ای داد
خونه خرابم دیگه خونش آباد
بخواد نخواد دل دیگه رفته ای داد
خونه خرابم دیگه خونش آباد
یکی بدادم برسه واویلا
یه دل داره هزار هزار تا سودا
دلبرمن بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا
یکی بدادم برسه واویلا
یه دل داره هزار هزار تا سودا
دلبرمن بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا

سرو چمان من

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند

دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس

گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی

گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند




با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب

کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند

چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن

وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند

دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود

جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند

ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد

کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر

بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند

کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند

تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی‌کند




دختر گل فروش

دختر گل فروش

دختر بچه هایی که کودکی از آنها گرفته شده!


چند دسته گل مریم توی دستهاش گرفته بود که دیدمش .
از نگاه معصو مانه اش خوشم اومد. گلها رو ازش خریدم و خواستم کنارم
بشینه تا ازش بپرسم چرا گل فروشی می کنه؟!

با شرم کنارم نشست و دستها ش رو ُمشت کرد روی زانو ها ش.
سرخی ملایمی بر گونه هایش نشسته بود. یک لحظه سرش را بلند کرد
چند قطره اشک حلقه زده بود گوشۀ چشمها ش.

خواست چیزی بگه اما انگار زبانش را قفل کرده باشند، لبها ش از هم باز نمی شد.
با دستم انگشتها ش رو لمس کردم تا گرمای عاطفه رو حس کنه و حرف بزنه.

کمی راحت تر نشست. دستهاش رو ُبرد طرف روسری گلداری که سرش بود
گره اونو ُشل کرد تا بهتر بتونه نفس بکشه.پا هاشو دائم می کشید روی زمین .
انگار دلهره داشت.

دلم براش می سوخت. هوا سرد بود و اون فقط یک ژاکت کهنه تنش بود.

بارون نم نمک داشت می اومد. دختری از کنارمون رد شد. کا پشن صخیمی تنش بود
با یقه پوست. شال گردن وکلاهی که سرش کرده بود اونو از سرما حفظ می کرد.
نگاه سرد و تحقیر آمیزی به دختر ی که کنار من روی نیمکت نشسته بود کرد.

دقایقی بعد برام گفت که چرا بجای رفتن به مدرسه این وقت روز داره گل فروشی می کنه.
گفت که جز یک پدر علیل کسی رو نداره. گفت که....

ناگهان ماشین وانتی جلوی پیاده رو توقف کرد. مرد تنومندی پیاده شد و یک راست
اومد طرف ما . دخترک رنگ به رنگ شد حس کردم دستهاش داره می لرزه.

مرد یقه پیرهنش رو گرفت و در حالیکه کشون کشون اونو می برد طرف ماشین سیلی محکمی زد توی صورتش و گفت : همه گلها رو فروختی یا مجانی دادی به این مردک.!

وقتی ماشین حرکت کرد صورت کبود دخترک از پشت شیشه ماشین ،تابلویی از فقر رو
نشون می داد که نقاشش یک آدم بی عاطفه و پست بود.







این هم یک تصویر متحرک جالب برای اینکه تاپیک غمگین من کمی رنگ لبخند به خودش بگیره

زیباترین ....


کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را،


اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت اطمینان خاطر...

کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.

باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که می توانی تحمل کنی...

که محکم باشی پای هر خدا حافظی

یاد میگیری که خیلی می ارزی...

"خورخه بورخس"

دلم میخواهد سطرهای بالا را اینجوری ادامه دهم:



کم کم یاد گرفتم که به هیچ کس تمام احساسم را ابراز نکنم!که به هیچ کس نگویم توی دلم چه می گذرد!که فکر نکنم آدما ماندنی هستند در زندگی ام!



که کمتر کسی حوصله عشق واقعی را دارد!



کم کم یاد گرفتم که بعضی از آدمها تشنه این هستند که عشق را گدایی کنند آن هم از نقاشی های رنگارنگ!!!که وقتی با تمام وجود احساست را به آنها هدیه میدهی نمی پذیرند دوست دارندمنت عشقهای دروغین را بکشند!

کسی دنبال دوست داشتن ناب نیست که کسی سادگی را نمی خواهد!که همه دنبال رنگ هستند...


آدمک های رنگارنگ!!!


کم کم یاد گرفتم که وقتی در جواب ۱۰۰۰ بار گفتن "دوستت دارم" ۱۰۰۰بار مرسی را می شنوم بفهمم که دوستم نداری!که هرگز دوستم نداشتی!

که اگر غیر این بود به خودت زحمت یکبار گفتن "من هم دوستت دارم" را میدادی.

کم کم یاد گرفتم که این قدر برای تنهایی دیگران غصه نخورم، که این قدر برای معنا دادن به زندگی دیگری به آب و آتش نزنم که خودم را فراموش نکنم!نیازهایم را از یاد نبرم.که به حرفهای خوشرنگی که چند ده روز هم دوام ندارد تکیه نکنم.که باید از بازیچه شدن فرار کنم !که قدر خودم را بدانم که ...
یاد گرفتم ... آدم به یک جایی می رسد که دیگر مجبور است برود ، که وقتی هیچ چیز حتی غروری کمرنگ هم باقی نمانده.. ،

آدم باید خودش را بردارد و در سکوت ، برود .... که من همان آدم هستم ....


یاد گرفتم که دوست داشتنهای بی اراده ام را در قلبم نگه دارم!که مهربانی دیگران را فراموش نکنم! که گرمای محبت و دوستی و معرفت عزیزترین هایم را تا آخر عمر به یاد داشته باشم ...گرمایی به ماندگاری آفتاب داغ جنوب ...

خیلی وقت است به یاد آورده ام که بزرگی همیشه و همه جا و در هر جمعی مرا این جور مخاطب قرار می داد : زیباترین ....

یاد گرفتم که برای خودم و همه آنهایی که خود خودم را - خود واقعی ام - را دوست دارند زیباترین هستم و خیلی می ارزم....
....
اما هنوز یاد نگرفتم...

هنوز یاد نگرفتم که دلتنگی هایم را روی سطرها پاک کنم! باید کم کم یاد بگیرم که بی تفاوت بنویسم

بی تفاوت و سرد و بی احساس!!!

باید یاد بگیرم.....

تو همون یاس سپید تو همون رویایی



حالا دنیا واسه من خواستنی شد

دیگه خنده هات عذابم نمیدن

حالا که تو رو به من داده خدا

طعم آسمون میده عاشق شدن

روزا با اسم تو آواز می خونم

شبا دلواپس خوابت میمونم

یکی بیدارم کنه شاید دارم خواب میبینم

دارم عکس چشماتو تو قاب مهتاب میبینم

ممنونم ازت خدا شکرت عادت شبام

تو رو میزنم صدا ممنونم ازت خدا

مثل آینه روبرو مثل غنچه تو به تو

شده دنیا مال ما ممنونم ازت خدا ممنونم


حالا دنیا عاشقه مثل من و رویاهام

اگه به خواب من نیای مثل همیشه تنهام

تو همون یاس سپید تو همون رویایی

پریه ناز مهربون واسه من دنیایی

ممنونم ازت خدا شکرت عادت شبام

تو رو میزنم صدا ممنونم ازت خدا

مثل آینه روبرو مثل غنچه تو به تو

شده دنیا مال ما ممنونم ازت خدا ممنونم





یـادی از فـروغ فرخـزاد بانـوی شعـر معاصـر ایـران

یـادی از فـروغ فرخـزاد بانـوی شعـر معاصـر ایـران

فروغ‌الزمان فرخزاد شاعر معاصر ایرانی هشتم دی‌ماه ۱۳۱۳ در محله‌ی امیریه‌ تهران، کوی خادم آزاد به دنیا آمد و در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل درگذشت. وی که بعد از نیما یوشیج، در کنار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی است، اکنون ۴۶ سال از مرگش می‌گذرد.

فروغ با مجموعه‌های "اسیر"، "دیوار" و "عصیان" در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه "تولدی دیگر" که شامل ۳۱ قطعه شعر است تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.

فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد. فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی که پسرخاله مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، یک پسر به نام کامیار بود. فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام "اولین تپش‌های عاشقانهٔ قلبم" منتشر گردید.






گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


:: خانه کودکی‌های فروغ فرخزاد ::


پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخزاد، برای گریز از هیاهوی روزمرگی، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانه‌اش به سختی می‌گذشت، به تئاتر و اپرا و موزه می‌رفت. وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند و در این مسیر با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه‌ است را در آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز می‌سازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم "خانه سیاه ‌است" برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مؤلف در پزارو شرکت می‌کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند.



فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتومبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نگاه کن که غم درون دیده ام

یکی از اشعار بسیار معروف، زیبا و پراحساس فروغ فرخزاد بانوی شعر معاصر ایران ...

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایهء سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد

نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پرستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام

نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان، به بیکران، به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
صراحی دیدگان من
به لای لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ببین چقدر دلم برات تنگه بیا

منکه مردم هزار بار توی چشات

منکه گفتم شدم اسیر اون نگات

منکه دلم برای تو پر میزنه

دنبال تو به هر دری سر میزنه

ببین شبام چه بی تو بی رنگه بیا

ببین چقدر دلم برات تنگه بیا

دوست دارم از اینجا تا آسمون

دوست دارم عزیز من اینو بدون




منکه برات دنیا رو پس میزنم

عمر و جون و برای تو خط میزنم

منکه مردم هزار بار توی چشات

منکه گفتم شدم اسیر اون نگات

منکه برات دنیا رو پس میزنم

عمر و جون و برای تو خط میزنم

منکه مردم هزار بار توی چشات

منکه گفتم شدم اسیر اون نگات





توی ناامیدیا گاهی امیده واسه تو



می دونی دنیا وفا نداره یا اگر داره بقا نداره
آدمی با دل پر امیدش رو به درگاه خدا میاره
زندگی یا که سیاه یا که سپیده واسه تو
توی نا امیدیا گاهی امیده واسه تو
اشک گرم و آه سرد همیشه همراه تو هست
زندگی بی دغدغه خیلی بعیده واسه تو
آدمی به خوب و بد همیشه عادت می کنه
هر کسی یه جور خداوندو عبادت می کنه
یکی بخشش می کنه جونشو با عزت نفس
دیگری بهر یه لقمه نون شکایت میکنه
آدمی به خوب و بد همیشه عادت می کنه
هر کسی یه جور خداوندو عبادت می کنه
یکی بخشش می کنه جونشو با عزت نفس
دیگری بهر یه لقمه نون شکایت میکنه
آدما رنگ و وارنگی زندگی شهر فرنگی
یکی با خودش گلاویز مثل برگ و باد پائیز
تنها از آدمی یک خاطره بر جا می مونه
از گذشت عمر ما فقط یه رویا می مونه
می دونی دنیا وفا نداره یا اگر داره بقا نداره
آدمی با دل پر امیدش رو به درگاه خدا میاره
زندگی یا که سیاه یا که سپیده واسه تو
توی نا امیدیا گاهی امیده واسه تو
اشک گرم و آه سرد همیشه همراه تو هست
زندگی بی دغدغه خیلی بعیده واسه تو




باز مستم، مستم از دیدار تو...



دانلود ترانه خوش اومدی با صدای جمشید مقدم

شنیدم اومدی خوش اومدی باردیگه تو اومدی
وقتی دلم هواتو کرد هوای بوسه هاتو کرد با عشقو ناز تو اومدی
قدمهاتو بذار روی چشمام بزن بوسه بزن روی لبهام
آهسته میای مثه خورشید تو یه مرهمی واسه دردام
شنیدم اومدی خوش اومدی باردیگه تو اومدی
وقتی دلم هواتو کرد هوای بوسه هاتو کرد با عشقو ناز تو اومدی
مثه ما میمونی ماه شب چارده تو از ما بهتری والا که بهتر
هلال قرص ماه پیشت بیرنگه وقتی ناز میکنی نازت قشنگه
بازمستم مستم از دیدار تو من به قربون رخ زیبای تو
باز مستم مستم از دیدار تو من به قربون رخ زیبای تو
شنیدم اومدی خوش اومدی باردیگه تو اومدی
وقتی دلم هواتو کرد هوای بوسه هاتو کرد با عشقو ناز تو اومدی
قدمهاتو بذار روی چشمام بزن بوسه بزن روی لبهام
آهسته میای مثه خورشید تو یه مرهمی واسه دردام
شنیدم اومدی خوش اومدی باردیگه تو اومدی
وقتی دلم هواتو کرد هوای بوسه هاتو کرد با عشقو ناز تو اومدی
مثه ما میمونی ماه شب چارده تو از ما بهتری والا که بهتر
هلال قرص ماه پیشت بیرنگه وقتی ناز میکنی نازت قشنگه
بازمستم مستم از دیدار تو من به قربون رخ زیبای تو
باز مستم مستم از دیدار تو من به قربون رخ زیبای تو
بازمستم مستم از دیدار تو من به قربون رخ زیبای تو
باز مستم مستم از دیدار تو من به قربون رخ زیبای تو

بازمستم مستم از دیدار تو...

ایـن 10 فرمـان را به خاطـر بسپاریـد!

ایـن 10 فرمـان را به خاطـر بسپاریـد!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در خانه‌تان منتظر آژانس نشسته‌اید اما بدون اینکه دلیلش را بدانید وجودتان پر از استرس و نگرانی است بدتر از همه قرار مهمی‌ هم دارید که این حالت ممکن است آن را تحت تاثیر قرار دهد و بدتر از همه اینها نداشتن وقت است؛ اشتباه است اگر فکر کنید نمی‌توانید در این زمان محدود برای به دست آوردن آرامش تان انجام دهید، کافی است به یکی از این پیشنهادها عمل کنید تا ظرف 5 دقیقه (تنها 5 دقیقه) به آرامش برسید.



1. نفس عمیق بکشید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برای چند دقیقه کارتان را رها کنید، یک جای راحت و خلوت بنشینید. نوک انگشت میانی و شست‌تان را به هم بچسبانید. چشمان‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. ممکن است این توصیه کمی ‌تکراری به نظر برسد اما تجربه نشان داده که کاملا موثر است. این روش یکی از روش‌های تمرکزی است که در یوگا یاد می‌دهند. خوبی این روش این است که در هر جایی می‌توانید انجام دهید، حتی در وسط غرفه سوپر مارکت.




2. به یک سفر خیالی بروید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خیلی وقت‌ها ناراحت و مضطرب هستید و ممکن است فکر کنید که کاش می‌شد به جای همه این مشغولیت‌ها به یک مسافرت بروید. طبق روش، برای انجام دادن این کار همان پنج دقیقه کافی است. چشمانتان را ببندید و خودتان را در دلپذیرترین جایی که تا به حال مسافرت کرده‌اید یا دوست دارید به مسافرت بروید تصور کنید. تصویر ذهنی یک ساحل شنی با شن‌های طلایی و گرم و موج‌های آبی دریا که به کف پاهایتان می‌خورد می‌تواند موجب احساس آرامش شود. سعی کنید حتی جزییات جایی که در ذهن به آنجا مسافرت می‌کنید را هم تصور کنید، صدای موج دریا، بوی ساحل و گرمی‌آفتاب.




3. کمی ‌آهنگ گوش کنید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آهنگ‌هایی که با آنها خاطره خوب دارید را برای این جور مواقع کنار بگذارید. خیلی از آدم‌ها با آهنگ‌هایی که در جوانی گوش کرده‌اند خاطره دارند و واکنش خوبی به شنیدن آن نشان می‌دهند. دکتر سوزان‌هانسر، مسئول بخش موزیک درمانی دانشگاه برکلی می‌گوید:" فرقی نمی‌کند که چه آهنگی باشد، فقط آهنگی را انتخاب کنید که به شما حس خوبی می‌دهد."




4. برعکس حرف بزنید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی خیلی عصبانی هستید یا استرس دارید سعی کنید حروف الفبا را از آخر به اول بگویید یا از صد برعکس به پایین بشمارید، تمرکز روی این کار موجب می‌شود که ذهنتان عامل استرس و فکر ناراحت‌کننده را برای مدتی فراموش کند. از آخر خواندن شعر و یا حتی برعکس حرف‌زدن می‌تواند همین تاثیر را داشته باشد.




5. بالانس بزنید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در یک مطالعه عنوان شده است که در بعضی افراد، بالانس زدن و وارونه شدن برای چند ثانیه تا چند دقیقه می‌تواند موجب آرام شدن آنها شود. بازگشت سریع‌تر و راحت‌تر خون به داخل مغز و یا کم رسیدن خون حاوی اکسیژن می‌تواند موجب یک جور حالت سرخوشی شود. برعکس دیدن تصاویر و دنیای اطراف در این وضعیت هم می‌تواند توجه شما را از مساله استرس‌زا منعطف کند. حفظ تعادل در وضعیت وارونه هم بیشتر موجب متمرکز شدن و آرامش شما می‌شود.




6. از ته دل بخندید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از نظر روانشناسان این مساله که خنده می‌تواند موجب آرامش شود کاملا ثابت شده است. خنده با پایین آوردن سطح کورتیزول در خون موجب کنترل استرس می‌شود. در مواقع نگرانی و استرس، سعی کنید از ته دل بخندید. برای خودتان جوک تعریف کنید. به یک خاطره بامزه فکر کنید و اگر هیچ کدام از اینها هم گیرتان نیامد همین طور الکی بخندید.




7. آفتاب بگیرید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی آفتاب با پوست بدن، تماس پیدا می‌کند عملکرد مواد شیمیایی و هورمون‌هایی مانند سروتونین که موجب پایدار شدن خلق می‌شود بهبود پیدا می‌کند. کمی‌آفتاب بگیرید، حتی اگر شده یک قرار کاری را در فضای باز انجام دهید یا ماشین‌تان را کمی ‌دورتر پارک کنید و کمی‌ زیر آفتاب قدم بزنید. اگر در خانه هستید، پرده‌ها را کنار بزنید، از نور روز استفاده کنید و کمی‌ کنار پنجره بایستید.




8. طناب بزنید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

طناب زدن فقط برای بدن سازها یا کسانی که به خاطر بیماری قلبی باید ورزش کنند مناسب نیست. بررسی‌ها نشان داده است که 20 دقیقه طناب زدن مقدار زیادی اندروفین در بدن آزاد می‌کند. اندروفین هورمونی است که موجب بوجود آمدن سرخوشی می‌شود. به غیر از این حرکت تکراری و مداوم طناب موجب ریلکس شدن عضلات و تمرکز و آرامش اعصاب می‌شود.




9. با دوستان تان تماس بگیرید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حمایت گرم یک بزرگ‌تر یا صحبت کردن با یک دوست در شرایط بحرانی می‌تواند کمک زیادی برای رسیدن به آرامش بکند. حمایت اجتماعی یکی از موثرترین روش‌هایی است که برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا و ناراحتی شناخته شده است. چند دقیقه صحبت کردن با پدر و مادر یا دوستی که حرفتان را می‌فهمد از هر آرام بخشی سریع‌تر عمل می‌کند. حتی اگر نمی‌توانید با آنها صحبت کنید برایشان پیغام بگذارید یا پیامک بفرستید.




10. ماساژ درمانی را فراموش نکنید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اگرچه ماساژ درمانی می‌تواند موجب آرامش شما شود اما این بار ماساژ دادن برای رسیدن به آرامش پیشنهاد شده است. این توصیه آخر، مخصوص مادرانی است که فرزند کوچک دارند. طبق مطالعات انجام شده، مشخص شده است در آغوش گرفتن کودک و یا ماساژ دادن بدن یک نوزاد با روغن بچه می‌تواند علاوه بر آرامش کودک مجب آرامش مادر هم شود. با این کار سطح هورمون استرس کورتیزول در خون مادر پایین می‌آید.

روز مبادا


وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه باید ها…

مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخند های لاغر خود را
در دل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروز نیز روز مبادا باشد!


وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها…
هر روز بی تو
روز مباداست!

روز میلاد


برای روز میلاد تن من
نمیخوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی
برایم جام سر مستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
من با خود ببر تا اوج خواستن
بگو با من که با من زنده هستی
که من بی تو نه آغازم نه پایان
تویی آواز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین
بشه بی تو غم فرسودن من
نمیخوام از گلای سرخ و آبی
برایم تاج خوشبختی بیاری
به ارزش های ایثار محبت
به پایم اشک خوشحالی بباری
بذار از داغییه دستهای تنهات
بگیر هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم
ببینی آتش و خاکستر من
تو ای تنها نیاز زنده موندن
بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پیرهنی رنگ محبت
اگه خواستی بیایی دیدن من...