خاطرات پاییزی ما

هنوز در تردید باور تو
مانده ام
هنوز تصوراتم
تنها روی کاغذها نقش بسته
و قلبم
زخمش التیام نیافته ...
می دانی ،
حرفهایت همچنا ن
میان نامه ها یت باقیست
اما بی رنگ و باور نکردنی ...
پا ییز دوباره
مرا می کشاند به سمت و سوی یادت
و تو همچنا ن ایستا ده ای
به انتظا ر من
در جا ده ای تا امتداد خا طراتما ن...
نمی دانم ، شا یددو باره
همان احساس خوش گذشته را پیدا کنم
از بوسه ای گرم
بر پیشانی ام ...
مانده ام
هنوز تصوراتم
تنها روی کاغذها نقش بسته
و قلبم
زخمش التیام نیافته ...
می دانی ،
حرفهایت همچنا ن
میان نامه ها یت باقیست
اما بی رنگ و باور نکردنی ...
پا ییز دوباره
مرا می کشاند به سمت و سوی یادت
و تو همچنا ن ایستا ده ای
به انتظا ر من
در جا ده ای تا امتداد خا طراتما ن...
نمی دانم ، شا یددو باره
همان احساس خوش گذشته را پیدا کنم
از بوسه ای گرم
بر پیشانی ام ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ توسط علي (عتيقه)
|
سلام به تک تک رهگذراي خوش قلب و مهربوني که به قلب کوچيکه من سرميزنيد.من دوست دارم همه ي انسان ها را در لذايذ خود شريك كنم.بنابراين تصميم گرفتم هر چيزي كه خوندم و از اون لذت گرفتم اون رو در اختيار همه قرار بدم.شايد خيلي از شماها اتفاقي وارد دنيـاي من شديد ولي به همتون خوش آمد ميگم. خوشحال ميشم شما هم به دنياي من پا بذاريدو با کمک هم آرامش و بهم هديه کنيم آرامشي که تنها تو وجود مقدس يکي معني ميشه ...خدا که عشق مطلق است ...اينجا پشت اين صفحات دل من يه دنيا حرف واسه شنيدنه ... حرفاييکه فقط کافيه يه لحظه بهشون فکرکنيد فقط يه لحظه... هميشه نگاهت به آن بالا باشد تا دلت از کارها و آدم هاي اين پايين نشکند!!!